مقابله با ترس های خود

از سلسله مباحث ترس از سخنرانی-(مقابله با ترس از سخنرانی در برابر جمع)

 

در مقالات قبلی به موضوع ترس از سخنرانی و اصل و اساس  تـــرس  پرداختیم و قول داده بودیم تا راهکارهای را برای مقابله با این ترس به شکل مفید ومختصر ارائه کنیم .امروز در این مقاله قصد داریم به چهار فاکتور مهم برای مقابله با ترس از سخن گفتن در میان جمع بپردازیم . چهار عاملی که همواره توجه به آن ها باعث  کم رنگ شدن  ترس و استرس هنگام سخنرانی خواهد شد  را در ادامه می بینیم. 

 
  • افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس :

 خود را با تمام آن چیزی که هستیم و نیستیم بپذیریم و باور کنیم. ما باید به مرور به  این جمله معتقد شویم که، « من انسان ارزشمند و درجه یکی هستم و سایر موجودات این هستی نیز ارزشمند و مهم هستند».اگر به این جلمه ایمان بیاوریم و دست از خودانتقادی های منفی و مخرب برداریم ،عزت نفسمان  به شکل چشمگیری افزایش می یابد.سپس در بستر عزت نفس بالا به دنبال افزایش اعتماد به نفس خود در مهارت های مهم نظیر سخنوری در جمع می پردازیم. لازمه ی  افزایش اعتماد به نفس در هر موردی،  یادگیری و کسب آگاهی در آن زمینه است.

  اگر اطلاعات و مهارت کافی در یک زمینه داشته باشیم در واقع اعتماد به نفس ما در آن مورد بالا می رود.به عنوان مثال اگر به دنبال افزایش اعتماد به نفس خود در سخنوری میان جمع هستیم ابتدا باید این مهارت را یادبگیریم و با تمرین وتکرار آن را تقویت نموده و در نهایت با مطالعه، تسلط و اعتماد به نفس مطلوبی در این زمینه برای خود ایجاد نماییم.

 

 

  • نادیده گرفتن قضاوت دیگران :

همه‌ی ما انسان ها تا حدودی به فکری که آدم‌های اطراف‌مان درباره‌ی ما می‌کنند اهمیت می‌دهیم. چون ما ذاتا موجوداتی اجتماعی هستیم و قلبا دوست داریم دیگران ما را بپذیرند وحتی ما را فردی کامل و دوست داشتنی ببینند.این امر حالتی طبیعی است اما مشکل از جای شروع می شود که این مورد برای ما بیش از حد عادی مهم شود و خود را در حضور دیگران معذب و ناراحت کنیم.

در حقیقت ما وقتی تا این حد به فکری که آدم‌های دیگر می‌کنند اهمیت می‌دهیم، داوطلبانه در دام یک زندگی پر از رنج و نارضایتی می‌افتیم، چرا که هرگز نمی توانیم همه ی مردم را راضی و خشنود نگه داریم و هرکاری هم که انجام دهیم بلاخره شاید افرادی باشند که از ما خوششان نیاید ودر نظرشان انسانی کاملی نباشیم.

بنابراین بهترین توصیه آن است که اولا فردیت خود را درک کنیم و در وهله اول برای خودمان ارزش قائل شویم. سپس علیرغم احترام به نظرات دیگران، توجه بیش اندازه به حرف ها  اندیشه های دیگران درباره خودمان را مهار کنیم.

یادمان باشد زندگی کوتاه تر از آن است که بخواهیم وقت با ارزشمان را صرف آن کنیم که ببینیم دیگران درمورد ما چگونه فکر می کنند.

در واقع برای اهمیت ندادن به فکر دیگران  کافیست درک کنیم که وقتمان محدود است و بهتر است این وقت ارزشمند را صرف فکر کردن به نظرات دیگران نکنیم. قطعا کارهای مهمتری داریم که پرداختن به هر یک بیشتر به نفع ماست.

(به نقل از آنتونی رابینز)

در 20سالگی فکر می کنید دیگران به ما فکر می کنند. در 40سالگی دیگر، نظرات دیگران برایتان مهم نیست.اما در 60 سالگی می فهمید که اصلا دیگران به شما فکر نمی کنند.

  • تجربه کردن سخنرانی :

 بارها موقعیت سخن گفتن در برابر جمع را تجربه کنیم. در هر جمعی،کوچک یا بزرگ، برای لحظاتی هرچند کوتاه شروع به نطق کردن کنیم. از تکنیک تمرین یک دقیقه ای استفاده کنیم. یعنی خود را مجبور کنیم در موقعیت های که حساسیت کمتری دارند به مدت کمتر از یک دقیقه با دیگران صحبت کنیم.

مثلا در یک مهمانی دوستانه بلند شویم و در حد دو جمله از اینکه در این مهمانی هستیم و دوستانمان را دیده ایم ابراز خوشحالی نموده و نیز از میزبان قدردانی کنیم. بعد از تکرار این حرکت کوچک مشاهده می کنید که چه تغییرات بزرگی در شما به وجود می آید.

 

  • رسیدن به آمادگی :

وقتی از قبل برای سخنرانی خود و سایر جزئیات مورد نیاز برای سخنرانی آماده باشید، برای همه چیزی برنامه ریزی کرده و دیگر نگران های کم اهمیت به سراغتان نمی آید و می توانید بر اصل موضوع که همانا سخنرانی شمادر برابر جمع است تمرکز کنید. همچنین تمرین وتکرار فراوان می تواند آمادگی ما را در هر زمینه ی بالا ببرد.

راه ها و روش های زیادی برای کم اثر کردن این عوامل که در بالا به آنها اشاره شد وجود دارد که به برخی از این شیوه ها در بخش بعد اشاره می شود. اما بدون شک اگر مجموعه ی از تمرینات و اقداماتی را در جهت کنترل و از بین بردن این سه عامل عمده انجام دهیم به تدریج مغز ما درک و استدلال متفاوتی از موقعیت سخنوری در برابر جمع را بدست می آورد.

مغز ما کم کم می فهمد این موقعیت چندان هم خطرناک نیست و به جای آن که سیستم آژیر خطر بدن را به طور کامل فعال نماید، با ترشح میزان طبیعی از آدرنالین آن را کنترل و تجربه ی خوشایندی از هیجان و استرس مثبت را نصیبمان می کند.

آخرین نکته در این مبحث

لطفا به دنبال آن نباشید که به طور کل ترس خود را از سخنرانی از بین ببرید چرا که در این صورت به موجودی بی حس و حال ویخ تبدیل می شوید که چندان جذابیتی برای مخاطب خود ندارد. حقیقت آن است که اندکی ترس و استرس موجب افزایش واکنش های مغزی ما و بروز خلاقیت می شودکه در تاثیر گذاری سخنرانی ما بسیار موثر است.

منبع :تیم آموزشی انسیکا