شاید در طول زندگی  بارها از خودمون این سوال را پرسیدیم که آیا من آدم موفقی هستم ؟ اصلا موفقیت برای من یعنی چی ؟ یا اگر چی بشه موفقیت کسب کردم؟؟چراباید موفق باشم ؟

ناگفته نماند که اکثر آدم ها حال و حوصله کافی برای پرسیدن چنین سوال های از خودشون ندارن و ترجیح میدن کسب موفقیت در زندگی را صرفا شانس تلقی کنند و از  اونجایی که این بنده خدا ها خرشان از کرگی دُم نداشته  هیچ  وقت هم این شانس نصیبشون نمیشه و اغلب آدم های  ناکام و نالانی هستند و خواهند بود.بنابراین اگر شما جزو گروه دوم یعنی شانسگرایان  هستید شاید این محتوا چندان براتون جالب توجه نباشه، اما اگر مثل گروه اول یعنی پرسشگران موفقیت خواه هستید  توصیه می کنم در ادامه با ما باشید .

اگر همین الان در اینترنت سرچ کنید ، «موفقیت چیست؟» براتون یک مشت حرف های کلیشه ای و تکراری به نمایش درمی آید که جالبه بدونید چندان هم درست نیستند

مثلا بعضی ها موفقیت را اینطور تعریف می کنند:


  • موفقــیت یعنی ناممكن ها را ، ممكن ساختن. 
  • موفقیت یعنی با آسایش و آرامش زندگی کردن  
  • موفقیت یعنی از مخروبه های شكست، كاخ پیروزی ساختن (جمله سنگینیه ؟نه …)

اما در مقابل تعبیرموفقیت برای بعضی ها سادتر  و ملموس تره ،مثل :

  • موفقیت یعنی داشتن یه شغل دولتی با یه حقوق ثابت وهمیشگی
  • موفقیت یعنی گرفتن مدرک تحصیلی بالاتر (خانم دکتر و آقای دکتر شدن …)
  • موفقیت یعنی با  ماشین شاسی بلند خود از پارکینگ خانه ی چندهزار متری مان(در زعفرانیه) خارج شدن   و مردم را از ارتفاع بالاتر نگاه کردن و درعین حال با گوشی  آخرین مدل اپل  خود حرف زدن .  (در اینجا منظور از مردم یعنی = باجناق ، جاری، خواهر شوهر وخلاصه  هر چرنده وپرنده ی که به ما حسودی می کنه .

اما واقعیت اینجاست که موفقیت در واقع هیچ کدام از این حرف ها و یا چیزهای مشابه اینها نیست .درک موفقیت و راه های رسیدن به آن برای هر انسانی متفاوت است و قطعا نمی توان انتظار داشت همه ما در مورد موفقیت و اینکه کدام نردبان ما را به آن می رساند،با هم توافق نظر داشته باشیم.اما خوب است که همگی بدانیم و بپذیریم که موفقیت یک شی ء یا چیز خاص نیست بلکه یک احساس است.

موفقیت یک احساس خوشایند رضایت از خویشتن و شادی درون است.

                   به همین سادگی….

 

کافیست همین یک جمله را درک کنیم و تمام زندگی خود را به نحوی برنامه ریزی  نمایم که ما  را در هر مقطعی از عمرمان به این احساس خوشایند برساند.یعنی اول از همه خود را زیر ذربین خودشناسی ببریم و عمیقا به دنبال آن باشیم که ببینیم در این دوره از   زندگی خویش با چه چیزی ممکن است احساس خوشایند رضایت از خویشتن را احساس کنیم.مثلا اگر شما مردی میانسال و در آستانه ی بازنشتگی هستید  و بعد از کنکانش در خود متوجه می شوید  که داشتن پول و نقدینگی بیشتر و نیز همواره کارکردن  باعث کسب احساس رضایت ازخویشتن  در شما می شود، می توانید قبل از بازنشتگی با گرفتن مشاوره و گذراندن دوره های آموزشی  مختلف (مثلا  : دوره های آموزش بورس یا مهارت ارتباط موثر در بازاریابی و فروش)   به دنبال شغلی جایگزین و در عین حال پر درآمد باشید. با این رویکرد از همان لحظه ای که شما در مسیر یادگیری مهارتی نو و گرفتن کار جدید پا می گذارید در حقیقت طعم خوش موفقیت را می چشید. مسیری که شما برای رسیدن به اهداف طی می کنید و هر روز برای آن تلاش می نماید ،مسیر دلچسب وسرشار از حس رضایت از خویشتن است

رسیدن به آرزو ها

فرق اصلی  در تعاریف موفقیت دقیقا در همین جاست . اگر  درک و ذهنیت شما از موفقیت صرفا داشتن و رسیدن به یک چیز خاص مثل پول،ماشین ،مدرک تحصیلی بالا و…  باشد بعید است که در طول مسیر رسیدن به آن  لذت ببرید و آن احساس شادی عمیق را به خاطر موفقیت حس کنید.در این حالت فرد  شادی خود را به زمان رسیدن به آن هدف معطوف می کند و تا زمانی که به آن نرسد  حس خوشایند رضایت از خویشتن را ندارد .او همواره در تلاطم رسیدن است  و جالب است تحقیقات علمی نشان داده بعد از رسیدن به هدف(ماشین،مدرک دکتری،رتبه یک کنکور و…) نیز تنها مدت کوتاهی  خوشحال وشاد است.

اما اگر ذهنیت شما در باره مفهوم موفقیت تغییر کنند قطعا به انسان شادی تری تبدیل خواهید شد . چرا که حقیقت را می دانید و پذیرفته اید که موفقیت یعنی  داشتن رضایت از خویشتن  و این رضایت در هر روزی که به سمت  اهدافتان در حرکت هستید در درون شما غلیان می کند.

بدین شکل شما مادامی که هر روز  به دنبال اهداف کوچک وبزرگ در زندگی هستید و همواره فعال تر و با انرژی به دنبال یک کار وخواسته در حرکتید  شادی درونی متاثر از رضایت از خویشتن یا همان موفقیت را احساس می کنید

انتخاب راه رسیدن به هدف

پس موفقیت یعنی احساس رضایت از خود ، یعنی اینکه من می دانم انسان هدفمندی و مفیدی در این عالم  هستم و از همین احساس از درون شاد و خرسندم.این شادی هموراه با من است و هر بار که در طول زندگی خویش به دستاورد خاصی  می رسم این شادی در من مضاعف تر وماندگار تر خواهد شد.

در پایان برای آنکه این مقاله جنبه عملی ومفید تری برای شما خواننده ی عزیز داشته باشد توصیه می کنیم :

در اولین فرصت 60 دقیقه برا ی خود وقت اختصاصی بگذارید و در مکانی دنج و بدون مزاحمت هر کسی و هرچیزی …در آرامش با یک کاغذ وقلم سفری به درون خود آغاز کنید .ببینید در این لحظه و در این سن وسال و شرایط کنونی،تا چه میزان احساس رضایت از خویشتن دارید ؟ از یک تا ده به آن چند می دهید ؟ اگر لازم است آن را افزایش دهید بررسی کنید  در حال حاضر چه چیزی باعث شادی در شما می شود.حال برای ایجاد داشتن رضایت از خود وشادی درونی  هدفی  زمان بندی شده و دقیق  بنویسید.

سپس در مرحله بعد هدف خود را با چکش خورد کرده و به اهداف ریز تر و ملموس تر تبدیل نمیاد.حال برای هر خورده هدف برنامه ریزی نماید و مسیری برای نیل به  آن رسم کنید ،به شکلی که هر روز یک گام موثر در مسیر ترسیم شده بردارید و از برداشتن همین گام های موثر حس شادی درونی ورضایت خویشتن را تجربه نماید.

 


فرضا اگر شما در حال حاضر کارمند یک شرکت هستید و بعد از کنکاش خود فهمیده اید که برای داشتن حس رضایت از خویش دوست دارید در جایگاه شغلی بهتری باشید یا ترفیع بگیرید. باید این ترفیع را به یک هدف عینی و قابل لمس تبدیل کنید .مثلا بگوید من میخواهم تا تابستان سال آینده از سمت کارمندی به سمت سرپرست بخش بازاریابی  ارتقاء پیدا کنم.

حال که هدف مشخص شد آن را به بخش های کوچکتر تقسیم می کنید و برای هر بخش برنامه ریزی و اقدامی را صورت می دهید.

شاید باید از این به بعد توانایی ها وپتانسیل های درونی خود را بیشتر به چشم رؤسا و سایر همکارانتان بیاورید .باید بیشتر کار کنید و سخت تر از همه فعالیت نماید. مثلا  باید در جلسات ماهانه شرکت  که همه ی اعضای در آن حضور دارند بیشتر سخنرانی کنید و گاها جلسه را به طرزی ماهرانه در دست بگیرید.

بدین منظور برنامه ریزی روزانه و ماهانه ی خود را جوری تنظیم نماید که برای نیل به این هدف کوچکتر(هدف: بیشتر به چشم آمدن) شما را یاری رساند. اگر احساس می کنید باید مهارتی جدید در این باره یادبگیرید به سرعت برای آن اقدام کنید .

مهارتی مثل مهارت سخنوری و یا مذاکره می تواند تاثیر فوق العاده شگرفی در روند کسب رضایت از خویشتن (موفقیت) داشته باشد چراکه انسان های با عزت نفس که توان سخنرانی در میان جمع  و نفوذ بر قلب ها وافکار دیگران را دارند افراد شاد تر وموفق تری هستند.چرا که می توانند از طریق خوب سخن گفتن  افراد و شرایط موجود را به نفع خود و در جهت رسیدن به اهداف خویش رهبری نمایند.

در پایان همچنان بر نکته ی مهم این مقاله که همانا درک درست از مفهوم موفقیت است پافشاری می کنیم و شما دوست عزیز را به تغییر نگرش در باره موفقیت و درک این نکته که موفقیت حسی از رضایت و شادی درونیست دعوت می نمایم. بدیسان شما به گروه انسان های مفید و شادجهان ملحق می شود و شادی خویش را به هیچ چیز  وهیچ کسی ربط نخواهید داد.

 

موفق باشید و در اوج بدرخشید.

 

 

 

فکر کردن کنکاش درخود